WELCOME TO MANAGEMENT

شخصی مدیریت اقتصاد عکس << WWW.SHAYESTE.NET >>

کتاب اصول طراحی و چیدمان فروشگاهی با تمرکز بر نوع شناسی خرده فروشی

کتاب اصول طراحی و چیدمان فروشگاهی  

باسلام و احترام

شرکتهای موفق ضمن عرضه محصولاتشان با مشاوره درخصوص چیدمان مناسب محصولات به مشتریان کمک می کنند تا از خریدشان لذت بیشتری ببرند وضمن رعایت مشتری مداری تبلیغ مناسبی از محصولاتشان نیز ارائه می دهند.

کتاب اصول طراحی و چیدمان فروشگاهی

 با نگاهی نو و چاپ رنگی برای اولین بار بطور جامع به این موضوع پرداخته است

ضمن پیشنهاد مطالعه این کتاب به شما مدیر فرهیخته و همکارانتان

 مزید امتنان خواهد بود تا مارا از نظرات خود بهره مند سازید تا در چاپهای بعدی از نظرات شما باذکر نام استفاده نماییم

ضمنا برای تبلیغ در کتاب مذکور در چاپهای بعدی اماده مذاکره می باشیم

باتشکر
 
 نویسنده:  وحید نثایی
  مدرس دانشگاه 
و مولف کتابهای متعدد در زمینه مدیریت ، بازاریابی و فروش

ویراستار علمی:  سید محمود رضا شایسته  
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

این کتاب با شمارگان 2100 نسخه  در 327 صفحه توسط انتشارات ترمه 
منتشر و در نمایشگاه بین المللی رو نمایی و عرضه شد

 
کتاب مذکور به موضوعاتی همچون بازار و تاریخچه آن، انواع بازار، مشتری، کانال توزیع، انواع خرده فروشی ها و فروشگاه ها، مراکز خرید، مراکز خرید بزرگ دنیا، تاثیرات مختلف عناصر رایحه، موسیقی، نور، رنگ، قفسه بندی، موقعیت مکانی، پرسنل و ... می پردازد.
 نکته جدید و جالب این کتاب، خلق مبحث جدیدی در خرده فروشی با نام آمیخته فروشگاهی / خرده فروشی است. همانگونه که می دانیم آمیخته بازاریابی یا 4p و حتی بیش از آن، ابزار تصمیم گیری، سنجش و اندازه گیری مدیران بازاریابی بوده و هست 
ما در این کتاب یاد خواهیم گرفت که برای اداره بهتر مراکز خرید، فروشگاه ها، سوپر مارکت های بزرگ و هایپرمارکتها، نیاز به استفاده از ابزار مشابه، جدید و  جامعی احساس می شود که می تواند نقشه راه تمامی صاحبان خرده فروشی ها و حتی فروشندگان و پرسنل فروش فروشگاه های امروز باشد
نباید فراموش کرد که در دنیای پر تلاطم و بسیار رقابتی عصر حاضر، تسخیر افکار و نفوذ در دلهای مشتریان به هیچ وجه به مانند گذشته نیست و دیگر نمی توان بدون برنامه و استقرار ساختارهای جدید و تمهیدات لازم، مشتریان را به قفسه های فروشگاه هدایت نمود

  این کتاب برای نخستین بار در کشور به صورت رنگی و مصور تالیف گردیده است 

 و مطالعه آن، به تمامی اساتید، دانشجویان، بازاریان و تمامی فروشندگان و صاحبان خرده فروشی ها و فروشگاه های بزرگ پیشنهاد می گردد
 

برای خرید بالای 5 نسخه در تهران هزینه ارسال رایگان میباشد

ارسال درخواست خرید:

شیوه تهیه کتاب تلفنی:  09195591650

 

 جهت اطلاع بیشتر به سایت ذیل مراجعه فرمایید

یا خرید از فروشگاه و نمایشگاه : انتشارات ترمه

 
 
 
 
Best Regards 
S.M.R. Shayesteh

 

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٦


مرا بغل کن

مرا بغل کن
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل کن.»
زن و مرد در آغوش یکدیگر
زن پرسید: «چه کار کنم؟» و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند.
شوهرش با تعجب پرسید: «چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.»
زن جواب داد: «دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.»
شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى «مرا بغل کن» چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. 
عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید.

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٥


ده عکس مشهور تکان دهنده !!+تصاویر

صراط: ده عکس مشهور را مرور می‌کنیم که که احساسات آدمی را تحریک می‌کنند.

۱- به‌یادآوری:

کهنه‌سرباز روسی، در کنار تانکی که در آن ایام جنگ  جهانی دوم را سپری کرده بوده، زانو زده است. این تانک به عنوان یادبود جنگ نگهداری می‌شود.

۲- صلح و دوستی:

یک راهب ناشناس برای پیرمردی که در نیمکت انتظار یک استگاه قطار در Shanxi Taiyuan چین به صورت ناگهانی فوت شده، دعا می‌خواند.

۳- سوگ:

سگی به نام «لئو»، بعد از فوت صاحبش در ژانویه سال ۲۰۱۱ در اثر حادثه رانش زمین در برزیل، دو روز تمام در کنار قبر او به سر برده است.

۴- فقدان:

در پشت زمینه عکس، در داخل اتوبوس، یک پیرمرد اهل کره شمالی را می‌بینیم که برای خویشاوندش که اهل کره جنوبی است، دست تکان می‌دهد و از او خداحافظی می‌کند. تنها ۴۳۶ شهروند اهل کره جنوبی اجازه یافتند که ۳ روز را در کره شمالی به سر ببرند و با ۹۷ عضو خانواده او ملاقات کنند. از زمان جنگ کره بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳، کره دو پاره شد.

۵- مرگ:

سربازی زخمی، به زانو در آمده است؛ گلوله یک تک‌تیرانداز در ونزوئلا به او برخورد کرده است. یک کشیش که برای ارتش کار می‌کند، در آخرین لحظات با او است.

۶- ترس و ناامیدی:

یک شهروند فرانسوی، بعد از اشغال پاریس در جنگ جهانی دوم توسط نازی‌ها، از شدت ترس و ناامیدی می‌گرید.

۷- بی‌رحمی:

فرمانده نظامی نازی‌ها -هاینریش هیملر- از اردوگاه اسرای حنگ بازدید می‌کند. در این میان تنها یک سرباز اسیر، در مقابل او، پشت سیر خاردار، به طرز معناداری ایستاده است.

۸- مهربانی:

یک آتش‌نشان خسته، در استرالیا، بطری آبش را برداشته و  به یک کوالای تشنه، آب می‌دهد.

۹- تسکین:

در جریان نهمین سالگرد واقعه یازده سپتامبر، رابرت پرازا، روبروی بنای یادبود قربانیان، زانو زده و دستش را روی نام پسرش که روی بنا حک شده، گذاشته است.

۱۰- عشق:

بعد از سال‌های زیاد، یک سرباز آلمانی اسیر شده توسط شوروی، آزاد شده است و با دخترش ملاقات می‌کند. وی از زمانی که دخترش یک ساله بود، او را ندیده بود.

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٤
تگ ها : عکس


دزد راستین کدام است

در یک دزدی بانک در، گانک ژو چین، دزد فریاد کشید، همه شما در بانک، حرکت نکنید. پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد »
 
همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند. این «شیوه تغییر تفکر» نام دارد، تغییر شیوه معمولی فکر کردن.
 
هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی داشت) به دزد پیرتر(که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت « برادر بزرگتر، بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم»
دزد پیرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستی، اینهمه پول شمردن زمان بسیار زیادی خواهد برد. امشب تلویزیون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانک دزدیده ایم»
 
این را میگویند: «تجربه» اینروز ها، تجربه مهمتر از ورقه کاغذ هایی است که به رخ کشیده میشود.!
 
پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند،مدیر بانک به رییس خودش گفت، فوری به پلیس خبر بدهید. اما رییس اش پاسخ داد: «تامل کن! بگذار ما خودان هم 10 میلیون از بانک برای خودمان برداریم و به آن 70 میلیون میلیون که از بانک ناپدید کرده بودیم بیافزاییم»
اینرا میگویند «با موج شنا کردن» پرده پوشی به وضعیت غیرقابل باوری به نفع خودت.!  
 
رییس کل می گوید: «بسیار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود»
اینرا میگویند «کشتن کسالت» شادی شخصی از انجام وظیفه مهمتر می شود.
روز بعد، تلویزیون اعلام میکند 100 میلیون دلار از بانک دزدیده شده است. دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند 20 میلیون بیشتر بدست آورند. دزدان بسیار عصبانی و شاکی بودند: «ما زندگی و جان خودرا گذاشتیم و تنها 20 میلیون گیرمان آمد. اما روسای بانک 80 میلیون را در یک بش کن بدست آوردند. انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اینکه دزد بشود.»
 
اینرا میگویند؛ «دانش به اندازه طلا ارزش دارد»
رییس بانک با خوشحالی میخندید زیرا او ضرر خودش در سهام را در این بانک دزدی پوشش داده بود.
اینرا میگویند؛ «موقعیت شناسی» جسارت را به خطر ترجیح دادن.
در اینجا کدامیک دزد راستین هستند؟

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۱


جوجه‌اردک بود. زشت بود،

 

به دنیا که آمد جوجه‌اردک بود. زشت بود، و متفاوت. تنها همین.
چه زشتی هم… زشت‌تر از همه‌ی جوجه‌های یک طویله!!!
و چقدر زشت‌ها را دوست ندارند، جوجه مرغ‌ها و جوجه خروس‌های طویله‌ها.
همین که شبیه‌شان نبود، با او بازی نمی‌کردند. آزارش می‌دادند، به پر و بالش نوک می‌زدند و می‌خندیدند به زشتی‌اش. همه، حتی بوقلمون‌های زشت و الاغ‌های بارکش!
و چقدر از تفاوت‌هایش ناراضی بود، چقدر ناراحت، چقدر خودش را دوست نداشت… و چقدر از آفرینشش ناراضی بود…خدای من، چقدر احمق بود…!
چقدر دوست داشت مرغ‌ها و خروس‌ها دوستش داشته باشند و جوجه‌ها هم‌بازی‌اش شوند، آن هم در طویله‌ای تاریک و سرد…به همین هم قانع بود! قانع؟! اصلا تمام آرزویش همین بود…!
تنها بود. خیلی تنها بود. فکر می‌کرد کم است برای این طویله! و چقدر طویله کم بود برای او…
همین‌که دوستش نداشتند، همین‌که هیچ دوستی نداشت، همین‌که زشت بود، همین‌که تنها بود، همین‌که،‌ همین شد که رفت، از طویله‌ی تاریک و سرد، به آن‌سوی جنگل‌های انبوه…
زشت بودنش، چه زیبا شده بود…
تنها بود، خسته، گرسنه، و چقدر احساسِ بدبختی می‌کرد… و واقعاً هم بود! بدبخت بود که در دلِ خوشبختی، نمی‌فهمیدش.
همین‌که در میان گاوهای شیرده که شیرشان را می‌دوشند و اسب‌های سواری و گاری و مرغ‌های تخمگذار نبود، و حالا نه شیرش را می‌دوشند و نه سوارش می‌شوند و نه مجبور است برای دانه‌ای گندم برای کسی تخم بگذارد. همین که خوشبخت بود…
جنگل با تمام وسعت و زیبائی‌اش، قانونش اما قانونِ جنگل است. جنگل زیبائی دارد، و زیبائی فریبندگی را. شکارچی دارد و شکارچی سگ‌هایش را!
اما… کسی زشت دوست ندارد، حتی سگ‌ها. به خصوص سگ‌ها!! چقدر زشت بودنش، چقدر زیبا بود…
همین‌که سگ‌ها شکارش نکردند، برای اولین بار فهمید:‌‌ “خدایا، خدای خوبم… چقدر خوب است که کسی زشت‌ها را نمی‌خواهد، حتی سگ‌ها…”
دنیا همیشه پر از شکارچیان و سگ‌هائیست که برای زیبائی‌ات دندان تیز کرده‌اند!
مثلِ تمام چیزهایی که تمام می‌شوند، زمستانِ سرد هم تمام شده بود، و جوجه اردکِ زشت، حالا دیگر قویِ زیبائی شده بود، زیبا، بزرگ و نیرومند، حالا دیگر در آن اوج، حتی دست سگ‌ها هم به او نمی‌رسید…
زشت بود، که اگر نبود، خیلی پیش از این که بال بگشاید و پرواز کند، طعمه‌ی سگ‌ها و گرگ‌ها شده بود. که اگر نبود، در طویله‌ای بود و همدمش می‌شدند جوجه مرغ‌ها و جوجه خروس‌ها! زشت بود، که اکنون زیباست…
اگر جوجه اردک زشتی، اگر احساس می‌کنی در میان مرغ و خروس‌ها به دنیا آمده‌ای، اگر تنها مانده‌ای، بدان. و فقط بدان که گاهی برای رسیدن به زیبائی، برای پرواز کردن، زشت باید بود. زشت باید بود، تا بود، بود و زیبا شد. تا بمانی، تا خودت بمانی، تا چشم ندوزند به تو، سگ‌ها و گرگ‌های در لباسِ‌آدمی، که خودت بمانی، که بهار خواهد آمد… که بمانی و روزی، روزی از فرازِ این همه زمستانِ سرد، بیایی بال بگشایی، و پرواز کنی بروی تا اوجِ قله‌هایِ زیبایِ خوشبختی…
به که تو می‌خندند، تو هم بخند… بخند، بخند به حماقتشان و طویله‌ای که تمام داشته‌شان است. بخند که سردترین زمستان‌ها هم تمام خواهند شد روزی و بهاری هست… و بخند، بخند که خدا هست هنوز…
 
و من، به، دنیا آمدم…
درست در وسطِ مرغ‌ها و خروس‌ها، اسب‌های گاری و سواری، سگ‌های نگهبان و سگ‌های گله، و سگ‌های ولگرد هم که هستند! و این همه گرگ تنها در لباسِ میش، دوستانی تلخ‌تر از هزار دشمن، و دستانشان که سردم می‌کردند…
با این همه بود‌ها، با این همه نیست‌ها، با این همه، خوب می‌دانم، خوب می‌دانم که چقدر کم است، حجمِ این مرغداری برای این وسعتِ بال‌ها…
خداحافظ اردک‌ها، مرغ‌ها، خروس‌ها، در قفس‌ها، سگ‌ها، سنگ‌ها، سرد‌ها، تلخ‌ها…
به خدا می‌سپارمتان، خدا… حافظ.

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٦


آدامس جویده شده فرگوسن 150 هزار پوند!!!+عکس

آدامس جویده شده فرگوسن 150 هزار پوند!!!+عکس

 آدامس جویده شده فرگوسن 150 هزار پوند!!!+عکس
 

 

آخرین آدامس جویده شده سر آلکس فرگوسن در دوران مربیگری در یک مزایده بیش از 150 هزار پوند قیمت‌گذاری شده است.

به گزارش دی نتز، سر آلکس فرگوسن در آخرین بازی دوران مربیگری خود برابر وست‌بروم‌ویچ به تساوی 5 بر 5 رسید تا این مربی پس از 1500 بازی در دوران مربیگری بازنشسته شود.

یک هوادار منچستریونایتد ادعا کرده است پس از این دیدار به سمت فرگوسن رفته، آدامس جویده شده او را به یادگار گرفته و آن را در شبکه فروش اینترنتی E-bay به مزایده گذاشته است.

تاکنون قیمت پیشنهادی 150 هزار پوند برای خرید این آدامس جویده شده، پیشنهاد شده است.

براساس گزارش ایسنا، فرگوسن در 26 سال دوران مربیگری در منچستریونایتد به دلیل غلبه بر استرس عادت به جویدن مداوم آدامس داشت.

انتهای پیام

www.daynets.com

 

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱


کار عجیب و منحصر به فرد عروس خبرنگار/تصاویر

کار عجیب و منحصر به فرد عروس خبرنگار/تصاویر

 

 

به گزارش نیمروز به نقل از باشگاه خبرنگاران: یک خبرنگار چینی که مشغول برگزاری مراسم ازدواج خود بود، با رخ دادن زلزله فورا به کار تهیه خبر مشغول شد. او بر خلاف دیگران که هنگام زلزله پا به فرار می گذارند، میکروفون خود را برداشت و به اتفاق تصویربردارش، شروع به تهیه گزارش کرد. این خبرنگار که چن یینگ نام دارد، با لباس عروس جلوی دوربین ظاهر شد و نشان داد که حتی در بحرانی ترین شرایط نیز به وظیفه خود عمل میکند.


کار عجیب و منحصر به فرد عروس خبرنگار/تصاویر

کار عجیب و منحصر به فرد عروس خبرنگار/تصاویر

کار عجیب و منحصر به فرد عروس خبرنگار/تصاویر

کار عجیب و منحصر به فرد عروس خبرنگار/تصاویر

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢


این مردهای غمگین نازنین

 

این نوشته را از وبلاگ خانم الهام برداشتم، به نظرم خیلی جالبه و از یک خانم بعید!

 یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه ...نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...

یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

 

 مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

 بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

 

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٤
تگ ها :


متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح استتبریک عرض میکنم به همه‌ی هم‌میهنا

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است

[تصویر:  31091_878.JPG]


بسم‌الله‎الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ
صلّ علی حبیبتک سیّدة نساء العالمین فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و 
ءاله. اللّهمّ صلّ علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها. اللّهمّ کن لولیّک 
الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة 
ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسکنه ارضک طوعا و 
تمتّعه فیها طویلا. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و 
خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقر به عینه و تسرّ به 
نفسه. 

ادامه مطلب   
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٥


فیلم‌های خارجی که اسکار گرفتند+تصاویر

فیلم هایی که اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان کسب کردند.
 
به گزارش باشگاه خبرنگاران، جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان یکی از جوایز معتبر اسکار است که از سوی آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک به بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان در این جشنواره تعلق می‌گیرد. این فیلم‌ها عموما محصول کشورهایی غیر از ایالات متحده آمریکا هستند.
هنگامی که نخستین جشنواره اسکار در سال ۱۹۲۹ برگزار شد جایزه‌ای مجزا برای فیلم‌های غیر انگلیسی‌زبان وجود نداشت. در خلال سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۵ برنامه‌ای برای اعطای جایزه به بهترین فیلم خارجی مطرح شد با این در بیست و نهمین دوره در سال ۱۹۵۶ بود که این جایزه بطور رسمی به یک فیلم خارجی تعلق گرفت. از آن زمان هر ساله یک فیلم غیرانگلیسی زبان در این مراسم جایزه مربوطه را دریافت می‌کند.
این جایزه همچنین مخالفت‌هایی را تا کنون به دنبال داشته‌است. برخی انتخاب بهترین فیلم خارجی را تا اندازه‌ای تحت تاثیر لابی‌های سیاسی دانسته‌اند. از سوی دیگر با توجه به اینکه متولیان سینمایی هرکشور یک فیلم رابه آکادمی معرفی می‌نمایند گاهی سلیقهٔ انتخاب کننده‌گان مجادله‌هایی را سبب می‌شود. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۷ خانم باولا تالوار کارگردان فیلم دارم ادعا کرد که فیلم وی به نفع فیلم گارد شاهی اکلایا که نویسنده فیلم نامه‌اش با هیئت انتخاب کنندگان ارتباط داشته حذف شده‌است.
در خلال اعطای جوایز نیز گاهی اختلافاتی رخ می‌دهد. برای نمونه فیلم‌هایی که از سوی کارگردانان فلسطینی به این جشنواره ارسال می‌شوندبا مشکلات دیگری روبرو هستند. از آنجایی که هرکشور می‌تواند نمایندهٔ سینمای خود را اعزام بدارد گاهی فیلم‌های فلسطینی بدلیل مشخص نبودن ساختار سیاسی این کشور و نداشتن عضویت رسمی در سازمان ملل مورد اعتراض واقع شده‌اند. در سال ۲۰۰۵ فیلم "اینک بهشت" ساخته هانی ابو اسد کارگردان اهل فلسطین به عنوان نامزد نهایی برگزیده شد اما از آنجا که از سوی آکادمی به عنوان نماینده کشور فلسطین معرفی شده‌بود مورد اعتراض شدید لابی اسرائیل در آمریکا قرار گرفت. به دنبال آن آکادمی تصمیم گرفت در وب‌سایت خود این فیلم را نماینده حکومت خودگردان فلسطین معرفی کند که مورد اعتراض کارگردان و تهیه کنندگان فیلم واقع شد. در نهایت ویل اسمیت این فیلم را نماینده سرزمین فلسطین معرفی نمود.
فیلم "دایره مینا" در سال ۱۹۷۷ میلادی نخستین فیلم ایرانی بود که به اسکار ارسال گردید. از آن زمان تا کنون هفده فیلم ایرانی دیگر به این آکادمی معرفی شده‌اند که دو فیلم "بچه‌های آسمان" اثر "مجید مجیدی" و "جدایی نادر از سیمین" ساخته "اصغر فرهادی" به عنوان نامزد نهایی پذیرفته شده‌اند. اگرچه در سال ۱۹۹۹ مجیدی امکان دریافت این جایزه معتبر سینمایی را از دست داد اما سرانجام جدایی نادر از سیمین توانست در هشتاد و چهارمین مراسم اسکار این جایزه را از آن خود کند.
همچنین سینمای افغانستان نیز تا کنون شش فیلم فارسی‌زبان را به اسکار از سال ۲۰۰۲ تا کنون معرفی کرده‌است که فیلم ۱۶ روز در افغانستان در سال ۲۰۰۹ از طرف آکادمی به دلیل کیفیت پایین مورد پذیرش قرار نگرفت. "صدیق برمک" و "عتیق رحیمی" نیز دو تن از دیگر سینماگران افغانستانی هستند که تا کنون فیلم‌هایی نیز به اسکار ارسال داشته بودند که در نهایت پذیرفته نشدند.
نامزدهای بهترین فیلم غیرانگلیسی 2013:
1.عشق- میشل هانکه (اتریش) 
2.جادوگر جنگ- کیم نگوین (کانادا)
3.نه- پابلو لارین (شیلی) 
4.یک رابطه شاهانه- نیکلای آرسل (دانمارک) 
5.کن-تیکی- اسپن ساندبرگ و یواخیم رونینگ (نروژ)
فیلمهای غیر انگلیسی زبانی که اسکار را برای کشور خود به ارمغان آوردند:
19281940
•بال‌ها۱۹۲۷
•نوای برادوی۱۹۲۹
•در جبهه غرب خبری نیست۱۹۳۰
•سیمارون۱۹۳۱
•گرند هتل۱۹۳۲
•رژه۱۹۳۳
•در یک شب اتفاق افتاد۱۹۳۴
•شورش در کشتی بونتی۱۹۳۵
•زیگ فیلد بزرگ۱۹۳۶
•زندگی امیل زولا۱۹۳۷
•نمی‌توانی این را با خودت ببری۱۹۳۸
•بر باد رفته۱۹۳۹
•ربه‌کا۱۹۴۰
1941- 1960
•چه سرسبز بود دره من۱۹۴۱
•خانم مینی‌ور۱۹۴۲
•کازابلانکا۱۹۴۳
•چهاردیواری، اختیاری۱۹۴۴
•تعطیلی از دست‌رفته۱۹۴۵
•بهترین سال‌های زندگی ما۱۹۴۶
•قرارداد شرافتمندانه۱۹۴۷
•هملت۱۹۴۸
•تمام مردان پادشاه۱۹۴۹
•همه چیز درباره ایو۱۹۵۰
•یک آمریکایی در پاریس۱۹۵۱
•بهترین نمایش روی زمین۱۹۵۲
•از اینجا تا ابدیت۱۹۵۳
•در بار انداز۱۹۵۴
•مارتی۱۹۵۵
•دور دنیا در هشتاد روز۱۹۵۶
•پل رودخانه کوای۱۹۵۷
•ژی‌ژی۱۹۵۸
•بن هور۱۹۵۹
•آپارتمان۱۹۶۰
1961- 1980
•داستان کناره غربی۱۹۶۱
•لورنس عربستان۱۹۶۲
•تام جونز۱۹۶۳
•بانوی زیبای من۱۹۶۴
•اشک‌ها و لبخندها۱۹۶۵
•مردی برای تمام فصول۱۹۶۶
•در گرمای شب۱۹۶۷
•الیور!۱۹۶۸
•کاوبی نیمه‌شب۱۹۶۹
•پاتون۱۹۷۰
•ارتباط فرانسوی۱۹۷۱
•پدرخوانده۱۹۷۲
•نیش۱۹۷۳
•پدرخوانده: قسمت دوم۱۹۷۴
•دیوانه از قفس پرید۱۹۷۵
•راکی۱۹۷۶
•آنی هال۱۹۷۷
•شکارچی گوزن۱۹۷۸
•کرامر علیه کرامر۱۹۷۹
•مردم معمولی۱۹۸۰
1981- 2000
•ارابه‌های آتش۱۹۸۱
•گاندی۱۹۸۲
•شرایط مهرورزی۱۹۸۳
•آمادئوس۱۹۸۴
•از درون آفریقا۱۹۸۵
•جوخه۱۹۸۶
•آخرین امپراتور۱۹۸۷
•مرد بارانی۱۹۸۸
•رانندگی برای خانم دیزی۱۹۸۹
•رقصنده با گرگ‌ها۱۹۹۰
•سکوت بره‌ها۱۹۹۱
•نابخشوده۱۹۹۲
•فهرست شیندلر۱۹۹۳
•فارست گامپ۱۹۹۴
•شجاع‌دل۱۹۹۵
•بیمار انگلیسی۱۹۹۶
•تایتانیک۱۹۹۷
•شکسپیر عاشق۱۹۹۸
•زیبایی آمریکایی۱۹۹۹
•گلادیاتور۲۰۰۰
2001- 2013
•یک ذهن زیبا۲۰۰۱
•شیکاگو۲۰۰۲
•ارباب حلقه‌ها: بازگشت شاه۲۰۰۳
•دختر میلیون دلاری۲۰۰۴
•تصادف۲۰۰۵
•رفتگان۲۰۰۶
•جایی برای پیرمردها نیست۲۰۰۷
•میلیونر زاغه‌نشین۲۰۰۸
•مهلکه۲۰۰۹
•سخنرانی پادشاه۲۰۱۰
•آرتیست۲۰۱۱

  
نویسنده : smr shayesteh ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱۳